بنر تبلیغاتی بالای مقاله

اسم های دختر و پسر کردی با معنی

در مقالات پیشین از وب سایت نیمه شب به معرفی اسم‌های پسر و دختر مذهبی و قرآنی و همچنین به معرفی پرطرفدارترین اسامی دختر و پسر پرداختیم و حال امروز با شما هستیم با معرفی اسم‌های دختر و پسر کردی با معنی که امیدواریم همچون اسامی پیشین مورد استقبال شما عزیزان قرار بگیرد.

جدیدترین اسم‌های دخترانه کردی با معنی

الف

اَسرین : سرشک، اشک.

ارینا : آرینا، آریایی نژاد، از نسل آریایی

اوینارعشق و دوست داشتن در حد کمال، عشق آتشین

ایوان : تراس ،ایوان

آرینا : آریایی نژاد، از نسل آریایی

آگرین : آتشین، به رنگ آتش

آسو : افق طلایی، شفق، هنگام طلوع خورشید، همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند.

آلند : اولین پرتو خورشید

آروانام فرشته ای در آیین زرتشت

آسکی : آهو،کنایه از زیبایی و دلفریبی

آوات : خواسته، آرزو

آوین : عشق

آیرین : ایل زیبا

آوینا : عشق

ب

باروشه : بادبزن

بژیو : مایه زندگی، قوت

بشدار : شریک، سهیم

باسکار : قدرتمند، توانمند در بحث و استدلال

بازورنام پرنده ایی کوچک خاکستری رنگ

بالین : کمکی دیوار و ستون، چوبی که ‏پشت در نهند، کلون

باوان : اسم کردی دختر و به معنای خانه ی پدری؛ جگر گوشه و عزیز

اسمهای دختر و پسر کردی با معنی

بانواز : باخبر ساختن مردم با صدای بلند

بیریوان : شیردوش، زن یا دختری که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را می‌دوشد.

بریا : واژه ایکاش

بیکژ : صاف، هموار

بیژه : خالص، ویژه

بازو : نام آهنگی

بژول : نگا (برژانگ)

بژویننگا (بژوار)

باونداصیل، خانوادهایی معروف از کردها که در شمال ایران حکومتی پایه ‏نهادند.

بتینقدرتمند، پرحرارت

بچکول : کوچک

باژورانجنوبی‌ها، طایفه ایی از کردها

باژیرشهر

بایخ : پایداری، ارزش، قدر

باوان : خانه ‏پدری، بابان

باوشین : بادبزن، پنکه

باشن : خوب است. عالی است.

باژیلان : محل وزش باد، قبیله‌ای از کردها که در اطراف خانقین سکونت دارند

باستینگ : گل نو شکفته

باشیلا : خانه ‏به ‏دوش

بریار : قرار، عهد

بشکو : شرکت سهامی

بفران : معصوم و روپاک مانند برف

بفرانبارهنگام باریدن برف، نام اولین ماه زمستان، دی ماه

باکوت : میوهایی که ‏توسط باد ریخته باشد

باوین : صاحب، از قبایل پراکنده کرد.

بتماننام رودخانه ای در کردستان

بختان : بد شانسی

بختوان : مدینه ‏فاضله

باغانچند باغ میوه که ‏در کنار یکدیگر قرار دارند.

بزانشکست دهنده، نام روستایی

بزیننگا (بهزان)

بژدار : سهامدار، شریک

بژن : قد و بالا

بالین : کمکی دیوار و ستون، چوبی که ‏پشت در نهند، کلون

بانواز : باخبر ساختن مردم با صدای بلند

به ناز: با ناز

بلواژ : آبگینه

به فرین : برفی

پ

پرژین : حصار، پرچین، پرچینی از گل‌های ریز به دور باغات.

پژال : جوانه نازک، شاخه‌های ریز درختان، جوانه نازک، شاخه‌های تازه روییده و ریز درختان

پرشنگ : پرتو

پاکان : نیکان

پاکانه : مبری

پرژین : پرچین

پهسار : نسار

ت

تَوار : پرنده؛ نوعی ریسمان؛ نام کوهی در شمال ایران، شهرستان چالوس

ترلان : زیبا؛ نام نوعی اسب است.

ته مین: خه مبار، دلته نگ، نگران، غمگین

تیروژ : پرتو خورشید

توشیار : اشعه خورشید

تهنیا : تنها

تریفه : نور مهتاب

ث

ثری : زمین

ثمر : میوه

ثمیلا : سرمه کشیده

ثیاب : جامه

ثمانه : گران بها

ثواب : پاداش

ثمینا : با ارزش و قیمتی

ثمود : یکی از قبائل عرب

ثالثه : سومین

ج

جان بانو : بانویی که همچون جان عزیز است

جاندخت : محبوبه ، معشوقه

جمدخت : دختر پادشاه

جهانتاب : آنچه به جهان ، نور می دهد

جان نواز : نوازنده جان

جان افزا : جان بخش

چ

چنور : گیاهی خوشبو شبیه به شوید، که در بعضی از مناطق کردستان می‌روید.

چیمن : سرسبز و باطراوات

چوک : چشمه

چرو : غنچه

چاوجوان : چشم زیبا

چوان : زیبا

چوپی : نوعی رقص کردی

ح

حفصه : شیر

حور زاد : زاده حور

حماسه : افتخار آفرین

حرمت : احترام

حارثه : کشاورز

حیات : زندگی

حسانه : بانوی زیبا

خ 

خزال : غزال

خوزگه : آرزو

خوناو : باران آرام و دلپذیر

د

دانژه : غنچه گل نیمه باز

دایان : سرافرازی و سربلندی

دلینا : مطمئن

دلارام : که سیک یان شوینیک مایه خوشی دل بیت، کسی یا جای که مایه آرام روح و روان و دل باشد.

دلنیا : مطمئن، آسوده خاطر، فارغ البال؛ اطمینان، تضمین.

دیلانرقص گروهی، نوعی آهنگ؛ نام منطقهای در کردستان.

دلوان : بانوی محبت، دختر مهربان

ذ

ذریه : نسل

ذلفا : دختر سفید روی

ذاکره : ذکر گوینده خدا

ذکیه : تیز هوش

ر

روجا : اسم کردی دختر و منسوب به روج (روز،آفتاب)؛ (به مجاز) زیباروی و آفتاب چهره؛ روجا نام دهی در تنکابن

راژان : جنبیدن گهواره، خوابیدن؛ روستایی در بخش سیلوانا، شهرستان ارومیه

روجیار : آفتاب، روزگار، روژیار.

روژان : روزها

روژا : آفتاب، روزها

روژدا : عمر و زندگی مادر؛ (به مجاز) فرزند عزیز و گرانمایه برای مادر

روژبین : (روژ = روز + بین = جزء پسین بعضی از کلمه های مرکب، به معنی بیننده و نشان دهنده)، بیننده ی روز؛ نشان دهنده ی روز؛ (به مجاز) راهنما و هدایت کننده به روز و روشنایی.

روژیاروز و روشنایی

روژیار : اسم کردی دختر و به معنی روزگار

روژینا : منسوب به روز

روژین : منسوب به روز، تابناک و درخشنده؛ (به مجاز) زیب

روژنه : کونه باجکه ی خانوو، روزنه خانه

رویساچشمه آب روشن

روناک : روشن، تابناک

روزیتا: گل محمدی با گل‌های قرمز خونی مایل به سیاه فرانسوی

رویان : جوان و شوخ ، جوان

ز

زیویننقره ای، نقره گون

زریان : باد سرد، باد جنوب، باد دبور

زارا: پسندیده

زریا : دریا

زادک : نام روستایی در قوچان

زربین : سرو کوهی

ژ

ژالانهگیاهی زیبا و خودرو

ژاله :  داریکی هه میشه سه وزه گولیکی سپی ده گریت، درختی همشیه سبز با گل‌های سفید

ژیوان : هووی زندگی، بانی زندگی

ژوان : شوینی چاوپیکه و تنی دوو خوشویست، محل قرار دو تا عاشق، سر قرار

ژوان : میعاد، زمان، ملاقات

ژاوه : نوعی گیاه وحشی از تیره کاکوتی

ژیکان : قطره ی باران (به مجاز) زلال و شفاف، زیبا و آرامش بخش

ژینو  : دارای زندگی؛ (به مجاز) زنده، زندگی، دارای حیات

ژینا : منسوب به زندگی، (به مجاز) زندگی، حیات

ژیوار : معنی:نام کوهی در اورامان

س

سَروه : نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز.

ساریساکوشا

سارال : نام روستایی در نزدیکی سنندج

سایانمنسوب به سایه، نام رشته کوهی در آسیای مرکزی

سایدا : سایه مادر

سولین : غنچه گل

سوژین : که سیک ژیانی خوشده وییت،  دل خوش به زندگی

سوزان:  سووتان، سوختن در عشق و زندگی

سروین : روسری و چارقد

ش

شانا : باد ملایم

شوانه : گله بان، چوپان

شیلان: دخت بوته ای با گلهای سفید زرد و آبی کمرنگ و خوشبو

شرمین : مروفیک که زور شرم بکات: انسانی با شرم و حیا

شکوفه : خونچه ی تازه پیگه یشتوو، غنچه تازه روییده

شادی: جه ژن ، به زم و شایی، خوش و خوشحالی

شلیر : سوسن ، لاله

شاین : شاهدانه

شونا : نوعی گیاه ، اثر

شنه : نسیم آرام

ص

صبحی : بامداد

صد پر : گل سرخ

صافی ناز : دارای کرشمه اصل

صبریه : منسوب به صبر

صدا : پژواک

صاحبه : مالک

ض

ضان : میش

ضاحک : خندان

ضیف : مهمان

ضرغامه : مانند شیر

ط

طلا : زر

طرفه : عجیب

طلادیس: مانند طلا

طریفه : نو و تازه

طلوع : دمیدن آفتاب

طنان : مشهور

ظ

ظریف : نازک

ظهیره : پشتیبان

ظفردخت : دختر پیروز

ظلال : سایه ها

ع 

عفت : پاکدامن

عایشه : دارای حال نیکو

عصمت : بی گناه

غ

غروب : رفتن آفتاب

غانیه : زن جوان پاکدامن

غنیه : بانوی ثروتمند

غوغا : فریاد

ف

فینک : خنک و دلچسب

فریال : با شکوه

فروزان : روشن

فاتن : فتنه انگیز

فرمیسک : اشک چشم

ق

قیان : عشق

قدیره : توانا

قطره : مقدار کمی آب

قمر الزمان : ماه دوران

قشنگ گل : گل زیبا

قدسی : مربوط به عالم بالا

ک

کازیوه : سپیدی صبح که همه افق را فرا گیرد

کانیاو : آب چشمه؛ زمینی که با آب چشمه آبیاری شود؛ گیاهی که با آب چشمه سیراب شود.

کیژاندختران

کوچیار : یار کوتاه قد (نگارش کردی:کۆیار)

کژال : غزال، دختری با چشمان زیبا

گ

گلاره : مردمک چشم، به معنی هر دو چشم هم بکار می‌رود.

گلباش : از نام‌های رایج میان زنان کرد

گلاریس : زلف تابیده، مویی که به زیبایی بافته شده است.

گولی : یک گل

گلاویژ : ستاره سهیل، به کسر گاف

ل

لعل : گوهر

لورا : نام نوعی ساز

لیسا : نام روستایی در قزوین

لاوین : نوازشگر، درخت بید مجنون، منطقه ای در کردستان

لار : طناز

م

مزگین : مژده

مژان : مژه ها

میدیا : سرزمین ماد

مهرآیین : دارای روش نیکو و با محبت

اسم دختر کردی

ن

ناریاقاصدک

ناران: دولیک نزدیک شاری رانیه، نام دره‌ای نزدیک شهر رانیه در اقلیم کوردستان

نارین : ژنی شرمی ون، آورین، گورانی غمباران،  زن با عجب و حیا،  آتشین، ترانه غمگین

نادیا : امید

ناسکی : ناسک، ظریف

نشمیل : زیبا

نیشا : نشانه

نیانرفیق، شریک زندگی

نازار : دوست داشتنی

نینا : اینها

و

وچان : زمان استراحت کوتاه

وردی : ریزش نقش، کوچک

وانیاربا سواد

وشخواستن

وشان : افشان، کاشتن، تکان شدید

وهار : فصل بهار

وشن : خوب است

ونوش : گل بنفشه

ولان : مکانی که گل زرد بسیار داشته باشد

وناز : با وقار، متین

وریشهبرق، درخشش

وندا : زن و دختر باسواد

وینا : بینا، شناخت، شناسایی

ویان : دلربا، علاقه، محبت، عشق

ه

هانازنهار، دادخواهی؛ امید؛ بینایی؛ خواهش

هفدن : وزن شعر

هفیان : آرام گرفتن

هوری : نور خورشید

هستنوه : قیام توده مردم

هگبه : ره آورد، هدیه سفر، خورجین

هناو : زهره، شجاعت

هلاله : گلی زرد رنگ خوشبو، آلاله، جارزدن، با خبر ساختن

هلپرین : رقصیدن

هموند : اعضاء

هنار : انار

هوران : آفتاب

هوزان : یاد گرفتن

هومااسم کردی دختر و به معنای مرغ سعادت، فرخنده

هومان : خودمان

هونراوه : کنایه از کلام منظوم

هونیا : شعر

هورشید : خورشید

هورا : هورا به معنی غوغا است؛ (در اوستایی) مستی آور، نوشیدنی مست کننده، آشام مستی آور.

هوژان : یاد گرفتن

هیژان : ارزیدن، جنبیدن

هوژین : آموختن

هیلان : آشیانه، مکان آرامش

هینا : ماهر

هینان : آوردن

هیدی : آهسته، آرام، بردبار

هیدیکا : آرام، به آهستگی، یواش

هیمو : اسم کردی دختر و به معنای پاک دامن

هیدی : آرام، آهسته، بردبار

هیران : قرار

هیرو : منسوب به آتش؛ آتشی و سرخ گون؛ (به مجاز) زیبارو.

هیزان : نیرومند، توانا

هیوان : ایوان، تراس

ی

یکمال : ثروت تقسیم نشده، دوست جان‏جانی (بسیار صمیمی)

یکیتی : اتحاد، همبستگی

یارین : خوشحال و شادمان

یارگل : یار همچون گل

پیشنهاد ویژه : خاص ترین اسم پسر و دختر فارسی مشترک با دیگر زبان ها

اسمهای دختر و پسر کردی با معنی

جدیدترین اسم‌های پسر کردی با معنی

الف

آدان : مفید سودمند

آراندرای طبیعت گرم – همچنین اسم شهری قدیمی

آریآریایی – نام یکی از ایالات ایران قدیم

آریاسقومیت: کرد

آریتمانام یکی از سران ماد

آریزنام کوهی در مسیر مریوان به سنندج

آزادر کردی به معنی سلامتی و بی دردی – نام پادشاه…

آکاماسم کردی پسر و به معنای نتیجه، ثمره، سود، فایده

آکوقله کوه، مکان بلند، انسان با عظمت و مقتدر

آمیارهمکار، یاور

آویر : اسم کردی پسر و به معنای آتش

آهیرآتش

اربیلبسیار خوب

ئه لوه ند: ناووی پردیکه له شاری خانقین، کوهی در همدان

ئه فروز: بریقه دار شه و قدار، پر نور

ئه هوورا : خوای زه رده شتیکان، خدای زرتشتیان

ب

بابانخانه پدری، نام عشیره ایی درکردستان – نام پسرانه و دخترانه

بابکاستوار، پدر کوچک، پاپک، از شخصیت‌های شاهنامه

باپوککولاک

باپیرپدربزرگ، کنایهاز دانای کهنسال، تخلص شاعر کرد

بادلیسکنایهاز همیشه ‏مست، نام شهری درکردستان

بادینانبهدینان، مۆمنان، نام عشیرهایی معروف در کردستان

به رزین : بلندی، به رزایی، بلندی، ارتفاع

به رزا : بو به ره،  نوبر

به ردیا: به ردین، وه ک به رد سه نگین، بسان سنگ سخت

به ناو :ناودار، ناسراو، نامی و نامدار

بیران : ناوی لوتکه ی چیایه که له ره واندز، قسمتی مرتفع از کوه رواندز در مناطق کورد نشین عراق

بارزاننام بارزیا بارجان، از طوایف قدیمی ایران – نام پسرانه و دخترانه

بارماناز شخصیت‌های شاهنامه، نام دلاور تورانی و از…

باریساننام قبیله‌ای ازکردها

باریکاندماغه ‏کوه

بازبانکسی که ‏باز را برای شکار تربیت می‏کند

بازیاربازدارنده، داور مسابقه پرشپ

بازیانمکان روباز، مکانی نزدیک سلیمانیه

باسامترسناک

باسکانقله های چند کوه ‏در یک سلسله جبال

باشارمقاومت، مقابله، چاره، علاج،‌ درمان

باشواننام کوهی در بانه، آشیانه

باکوراسم کردی پسر و به معنای شمال

بالویزسفیر

بانگخبرکردن مردم، اذان

باوابابا

باهوزگردباد

باهیفبادام

بخشان : منتشر کردن

برآلین : نام گیاهی خوشبو است که مصرف طبی دارد

برام : خوشبو

برین : پیشین، عریض، پهناور

پ

پاپریک : نام گیاهی خوشبو است

پاپک : استوار، پدر کوچک، از شخصیت‌های شاهنامه

پایار : پایدار، مقاوم

پولا : فولاد

پشکو : شکوفه

ت

توانا : دارای قدرت

تینو : تشنه

توشیار : روبرو شدن

تیریژ : پرتو

تریفه : به معنی هاله ماه – نام پسرانه و دخترانه

ث

ثابت : استوار

ثار الله : خون خدا

ثاقب : هوشیار

ثهلان : نام یک کوه

ثمود: یکی از قبائل عرب

ج

جادی : زعفران

جان بخشان : جان بخش

جستان : نام پدر مرزبان

جویا : جوینده

جامی : پیاله

اسمهای دختر و پسر کردی با معنی

چ

چاو ره ش : چشم سیاه، لقبی است در وصف کسی که چشمان زیبایی دارد.

چاویار: چاودیر،  پاسه وان، نگهبان ، پاسبان

چاوه : اسم کردی پسر به معنای عزیز

چیا : کوهستان، کوه

چیاکو : کوه کوچک

ح

حادی : حدی خوان

حاصل : نتیجه

حالت : چگونگی

حامی : پشتیبان

حدی : آواز ساربان

حسون : نام پرنده ای

خ

خاوین : پاک سرشت

خدایار : یار خدا

خدا دوست : دوستدار خدا

خدر : ناز پرورده

خوشنود : راضی

خدیر : خوبی

خدیش : کدخدا

خادم : خدمتگذار

د

دادیارحامی قانون، مجری عدالت

دانیار :زیره ک،  داهینه ر، زیرک و هوشیار

دژوار : سه خت، گران، سخت ، گران، می‌توان قیمتی هم باشد، سرسخت

دلیر : چالاک، زیره ک ، لیهاتوو،  زیرک، زرنگ

دادوان: دادو ه ر،  قاضی،  دادور

دلاوا :سه خاو ه ت، به خشه نده، سخاوت، بخشنده

ذ

ذاب : بسیار تشنه

ذکا : هوشمند

ذوالقدر : با ارزش

ذهب : طلا و زر

ذکری : خاطره

ر

رازاوه : اسم کردی پسر به معنی آراسته شده

ربنیکدست. یک اندازه

روجیارروژیار

روژمانروشن مانند روز، کسی که دارای فکر باز و اندیشه

راژور : حاکم

رزگار : رستگار

ریوان : کاروان

ز

زانیاردانا، دانشمند

زیلاناسم کردی پسر و به معنای کوهپیما

زانا : دانا

زیبار : زیبا

زریان : نام نوعی باد

زادمن : آزادمنش

ژ

ژابیزاشک آتش

ژاننام روستایی در نزدیکی سنندج – نام پسرانه و دخترانه

ژاوهنوعی گیاه وحشی از تیره کاکوتی – نام پسرانه و دخترانه

ژنواشنوا

ژیارشهرنشینی، تمدن، زندگی شهری

ژیلوانکوهنورد

س

ساکودر بین کردهای ایران این اسم مرسوم است.

سامرندنام کوهی است

ساناآسان و راحت – گویش محلی صنعا پایتخت یمن که قهوه آن معروف است.

سانان : اسم کردی پسر و به معنی بزرگ ایل

سانیارحامی وپشتیبان، نام یکی از قبایل کرد.

ساوانسامان نام روستایی در نزدیکی سقز

سورانمنطقه ای وسیع در کردستان، یکی از چهار گویش اصلی زبان کردی، جمع سور به معنی شادی.

سیروانعربی ساربان، نام رودی در غرب ایران.

سیوانماه

ش

شاروبازمانده یا پنهان

شایاراسم کردی پسر و به معنای وزیر

شوانگله بان، چوپان

شاهو : شاه بزرگ

شورش : آشوب

شالیار : همدم شاه

ص 

صافی : خالص

صارم الدین : دلاور در دین

صاین : محافظ

صائن الدین : پرهیزگار در دین

صحبت الله : هم گفتگو با خدا

صفیعلی : دوست برگزیده

صحیب : سرخ و سفید

ض

ضیا : نور

ضابط : نگهدارنده

ضامن : ضمانت کننده

ضیا الحق : نور حق

ضمیران : ریحان

ط

طغرا : فرمان

طالع : بخت

طبیب : پزشک

طلحک : نام دلقک سلطان محمود

طیار : پرنده

ظ

ظافر : پیروز

ظفرداد : نتیجه و حاصل

ظهور : آشکار شدن

ظهیر الدین : یاور دین

ظهیر : پشتیبان

ع

عابد : عبادت کننده

عارف پاشا: پادشاه دانا

عاشق : دلباخته

عاصم : محافظ

عاضد : پشتیبان

عاکف : معتکف

عاموس : یار

عبدالاحد : بنده یگانه خدا

غ

غاتفر : از شخصیت های شاهنامه

غدیر : نام عید مسلمانان

غایر : پشت

غریب : دور از وطن

غلام محمد : فرماندار محمد

غیور : با غیرت

ف

فاروق : فرق گذارنده

فایز : رستگار

فتحعلی : پیروزی بلندمرتبه

فتوت : جوانمرد

فرحت : شادی

فرصت : مجال

فصیح : بلیغ

ق

قابوس : مرد نیکو روی

قلندر : بی قید

قهرمان : پهلوان

قانع : خرسند

قیس : مغرور

ک

کاراز : ناوی شاریکه له باکووری کوردستان، شهری در کوردستان ترکیه

کاوان : ناوی عه شیره تیکه،  چیای به ردین، اسم عشیره‌ای از کوردها، کوه بردین در زاگرس

کیوان : ناووی استیریکه له منظومه شمسی، کیو، کوه، نام دومین سیاره منظومه شمسی

گ

گرداب : از شخصیت های گرشاسب نامه

گرشا : پادشاه کوه

گزین : گزیده

گنجور : نگهبان گنج

گایاریار بزرگ. یار قدرتمند

ل

لاشار : نام طایفه ای از بلوچ

لاویننام منطقه‌ای مرزی در مغرب ایران، نوازشگر، آواز خواندن همراه با نوازش – نام پسرانه و دخترانه

لیام : محافظ و حامی

لهاک : علت

م

میشا : گل همیشه بهار

ماژان : بزرگان

میتا : دوست

ماکوان : محافظ و نگهدارنده

ماردیننام منطقه ای کرد نشین در ترکیه

مانوشنام کوهی، نام چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه…

ن

نامی : مشهور

نوبهر : دارای بهره

نوشفر : دارای شکوه

نویدا : مژده دهنده

نیرم : پهلوان

نیهادنهاد، سرشت، طبیعت، ضمیر دل، بنیاد، اساس،…

و

واتیارسخنگو

وادیاراینطور که پیداست، ظاهر امر

وارشبارش – باریدن باران

وانیاربا سواد، فارغ التحصیل – نام پسرانه و دخترانه

وتارمقاله، سخنرانی

ورگربا دوام

ورگیر : اسم کردی پسر و به معنای مترجم

ولامپیام، پاسخ

ویراشجاع

ه

هایکاآرام ، مرموز، از اسطوره های کردستان

هولانچوگان بازی

هیدیآهسته، پاورچین

هیرافراخ، وسیع

هیرشفشار، هجوم

هیروگل ختمی

هیژامحترم، بزرگوار

هیمنآرام، موقر، شکیبا

هیوادر کردی به معنای امید – نام پسرانه و دخترانه

ی

یاشین : آذرخش

یارمه ت : یاری دهنده

یازان : خواهنده

یم : جم ، جمشید

یاره : قدرت

یکتایگانه، بی نظیر، تنها، یکی از نام‌های خداوند، بی همتا

سخن پایانی

پیش از انتخاب اسم برای نوزاد خود باید به عنوان و معنای نیکوی آن توجه نمود و همچنین به دلیل حفظ اصالت آریایی اگر انتخاب اسم از اسامی اصیل ایرانی و یا اسامی قومیت‌های کرد و لر و ترک و بلوچ و… صورت گیرد از ارزش بالایی برخوردار خواهد بود.

FavoriteLoadingپسندیدم
خرید تابلو برای پذیرایی

درباره‌ی فرناز باقری

فرناز باقری هستم فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته مدیریت از دانشگاه بوعلی سینا ، معلم هستم و به دلیل کار در محیط مدرسه، همواره در حال خواندن و یادگیری مطالب جدید هستم، و در تلاشم تا آموخته هایم را در زمینه های مختلف در وب سایت نیمه شب بنویسم، امیدوارم مطالبی که می نویسم مورد پسند شما واقع شود.

همچنین ببینید

قانون روش‌های اتانازی در ایران

بررسی روش‌های اتانازی در دنیا

تا به حال شخصی را دیده‌اید که به خاطر درد زیاد و درمان نشدن، آرزوی …

۲ نظر

  1. اسامی کردی واقعا اصیل و زیبا هستن👌🏻 از خوندن این اسامی مخصوصا اسم دخترانه آوات و اسم پسرانه سانیار واقعا لذت بردم

  2. از خوندن این اسامی زیبای کردی مخصوصا اسم دخترانه آوات و اسم پسرانه سانیار واقعا لذت بردم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.